سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
227
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
منفصل استفاده كرد . شارح گويد : علّت آن اينستكه : اساسا ضمير را براى اين جهت وضع كردهاند كه كلام مختصرتر باشد و بديهى است كه ضمير متّصل مختصرتر از منفصل است لاجرم رعايت اختصار كه امر مطلوبى بوده مقتضى است با امكان آمدن ضمير متّصل از منفصل استفاده نشود . بلى در صورتى كه آوردن متّصل متعذّر و غير ممكن باشد البتّه بجاى آن مىتوان ضمير منفصل آورد و اين در مواردى است كه ذيلا ذكر مىنمائيم : 1 - در موردى كه عامل ضمير از آن مؤخّر بيايد مانند ايّاك نعبد كه در اصل « نعبدك » بود و چون عامل در « كاف » يعنى « نعبد » مؤخّر شد « كاف » مبدّل به ضمير منفصل يعنى « ايّاك » گرديد . 2 - در جائى كه عامل ضمير محذوف باشد مانند اتيان ضمير در باب تحذير همچون : ايّاك و الاسد كه عاملش « بعد » مىباشد و محذوف است . 3 - عامل ضمير معنوى باشد مانند انت قائم چه آنكه عامل در « انت » ابتدائيت كه امر معنوى است بوده از اينرو ضمير منفصل آمده . 4 - در موردى كه ضمير بعد از الّا يا ديگر ادات حصر واقع شود مانند ما جائنى الّا انت يا انّما انت جالس . 5 - در جائى كه به ضمير صفتى را اسناد دهند كه جارى برموصوفش نشده بلكه برغير آن جارى شده باشد مانند زيد عمرو ضاربه هو . در اينمثال « ضارب » پهلوى عمرو واقع شده و بحسب ظاهر جارى برآن گرديده ولى در واقع موصوفش زيد است و چون آن را به ضمير نسبت داده و فاعل صفت را خواستيم ضمير بياوريم الزاما ضمير منفصل بايد باشد .